أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

158

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و كاهن ، خداى تعالى بر ايشان ردّ كرد و گفت كه : او تنزيلى فرستاده است از خداى جهانيان . [ سوره الحاقة ( 69 ) : آيات 44 تا 52 ] وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ( 44 ) لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ( 45 ) ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ ( 46 ) فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ ( 47 ) وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ ( 48 ) وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ ( 49 ) وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِينَ ( 50 ) وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ ( 51 ) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ( 52 ) و اگر چنان باشد كه اين رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرابافد بر ما سخن دروغ يعنى سخنى كه ما نگفته باشيم بر ما بندد و با ما حوالت كند ما او را بكشيم كشتنى كه از آن سخت‌تر نباشد و آن قتل صبر است كه او را ميكشند و او مينگرد چنان كه دست راست بگيرند و شمشير از پيش روى وى بر گردن وى زنند ما او را دست راست بگيريم و آنگه رگ دل وى ببريم و آن رگى است كه در ميان پى گردن باشد و گفتند : رگى است اندر پشت . ابن عبّاس گفت : ما او را بگيريم بقوّت و قدرت و [ يمين ] عبارت است از قدرت و قوّت آنگه كه ويرا گرفته باشيم هيچ كس نباشد از شما كه ما را از كشتن وى بازدارد و منع كند و اين قرآن پندى و موعظتى است پرهيزگاران را ، و ما ميدانيم از شما كسانىاند كه تكذيب ميكنند و بدروغ ميدارند قرآن را . خطابست با كافران . و گفته‌اند كه : هر دو خطاب مؤمنان راست يعنى از شما جمعىاند كه به قرآن كافر خواهند شد و اين قرآن حسرتى باشد كافران را چون ثواب مؤمنان و مطيعان بينند و ايشان و ايشان از آن محروم مانده باشند و اين قرآن نهايت يقين است و كمال حقيقت است ؛ درو شبههء نيست . بعضى گفته‌اند كه : اين حقيقت يقين است يعنى اگر يقين را مجازى باشد اين نه آنست پس تسبيح كن بنام خداى بزرگوار خود « 1 » ؛ آن خداى كه جملهء اشيا با كمال قدرت و عظمت در جنب قدرت و عظمت او در غايت حقارت است شكر آن را كه نعمت وحى و قرآن ترا كرامت كرده است . آيت را دليل است بر آنكه نشايد كه « 2 » اسم مسمّى باشد كه اگر چنين بودى اضافة الشىء الى نفسه بودى .

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « تو » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « تا » .